«آهنگساز هستم، رهبر ارکستر نیستم»/ شاهین فرهت: استاد موسیقی دانشگاهی کم داریم
۱۳۹۵/۸/۱۱
image

موسیقی ایرانیان – سحر طاعتی: شاهین فرهت چهره پیشکسوت موسیقی کلاسیک که دکتری آهنگسازی را در فرانسه دریافت کرده، سالهاست که در ساخت سمفونی پیش رو بوده و هست. به گونه ای که طی مدت فعالیت خود در عرصه موسیقی ۱۸ سمفونی ساخته که هر کدام نامی به خصوص برای خود دارند.

خیام، دماوند، ایران، امام رضا (ع)، خلیج فارس، ایثار ، تهران و پیامبر (ص) القاب سمفونی هایی است که این آهنگساز در کنار دیگر آثارش همچون کوارتتهای زهی، کنسرتو برای پیانو و ارکستر، کنسرتو برای کلارینت و ارکستر، قطعه آوازی بر روی اشعار شعرای بزرگ کلاسیک ایران مانند حافظ، سعدی، خیام، مولانا و سیمفونیتا برای ارکستر زهی و دو کنتاک برای صدای باریتون و ارکستر نوشته است.

او که از سال ۱۳۵۵ در کنار تدریس در دانشگاه تهران، در آکادمی دولتی سوئد نیز در رشته آهنگسازی مشغول تدریس بوده، هم اکنون خود را برای ضبط آخرین اثرش آماده می کند.

فرهت این روزها در انتظار بهار است که به اوکراین سفر کند و سمفونی شماره ۱۸ خود را برای مخاطبانش ضبط و در ایران منتشر کند، به همین بهانه سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، گفتگویی با این هنرمند داشته که در ادامه می توانید دنبال کنید.

*شما تا کنون آثار بسیاری در زمینه موسیقی کلاسیک خصوصا سمفونی نوشته اید به طوری که آخرین اثر سمفونیک شما نیز که عنوانی خاص ندارد هم اکنون به پایان رسیده، این اثر چه سرنوشتی خواهد داشت؟ آیا همانند دیگر آثارتان ضبط و منتشر خواهد شد؟

ساخت سمفونی شماره ۱۸ یک ماه پیش به اتمام رسیده و هم اکنون آماده ضبط است البته باید دید که از کجا می توان برایش اسپانسر پیدا کرد خوشبختانه کار بسیار خوب شده و فکر می کنم بعد از این همه سمفونی هایی که ساختم، سمفونی شماره ۱۸ از تکنیک ها و پرداختهای خوبی برخوردار شده است.

همانند دیگر آثارم، این اثر را نیز در اوکراین ضبط خواهم کرد، بنابراین بهار حتما برای ضبط به آنجا می روم که با اتمام ضبط همراه با سمفونی شماره ۱۷ هر دو را با هم منتشر کنم.

البته من یک ایده ای دارم که مجموعه سمفونی هایم را با هم منتشر کنم چرا که تا کنون هر کدام به صورت جداگانه منتشر شده اند و اینبار قصد دارم همه آنها را در قالب یک مجموعه منتشر نمایم. البته این مسئله را هم باید مطرح کنم که ما در زمینه پخش موسیقی در کشور بسیار ضعیف هستیم به طوری که آثار منتشر شده به دست مخاطبان به خوبی نمی رسد و کارهای ما نیز چون خیلی پرمشتری نیست و به نوعی مخاطبان خاص دارد بیشتر آسیب ضعف های پخش نامناسب را می خورند به طوری که همین افراد خاص هم نمی توانند چنین آثاری را خریداری کنند و متاسفانه این قبیل کارها (آثار کلاسیک) راحت به دستشان نمی رسد.

من نمی دانم چه تدبیری باید برای این مسئله در نظر گرفت اما امیدوارم راهکاری برای این مشکل درنظر گرفته شود.

*اشاره کردید که پخش در ایران خیلی مناسب نیست خصوصا در زمینه موسیقی کلاسیک، فکر می کنید چنین مشکلاتی باعث شده ساخت قطعات کلاسیک در قالب سمفونی کمتر شود ؟

 

شاهین فرهت

این مسئله به هیچ وجه ربطی به ساختن قطعه ندارد کسی که دوست دارد و یا فکر می کند باید این کار را انجام دهد، سمفونی اش را می سازد ولی این اشکال کاملا جداگانه است. دائم می شنونم که گفته می شود که این قطعات یعنی آثار موسیقی کلاسیک و خاصه سمفونی فروش نمی رود در حالی که اگر فروش نمی رود پس چرا زود تمام می شود مثلا سمفونی پیامبر و دماوند چند بار تجدید چاپ هم شد ولی وقتی تمام هم می شود ناشرین دوباره منتشر نمی کنند که البته آنها هم متریال مختلف دارند که شاید فرصت به تجدید چاپ نمی کنند. من نمی دانم و نمی توانم چیزی هم بگویم ولی آنچه که مهم است اینکه فکر می کنم اگر مجموعه سمفونی های من یکجا باشد راحتتر به دست آنهایی که دوست دارند، می رسد .

*شما به مشکلات دیگری برای ساخت سمفونی در کشور اشاره کردید، این مشکلات چیست؟ چرا یک تعداد از آهنگسازان کم کار شده اند؟ و این در حالی است که در چنین شرایطی شما همچنان در ساخت سمفونی به نسبت سایرین پیش رو هستید؟

من عشق و علاقه ام به این نوع موسیقی است و هنوز که هنوزه روزی دو الی سه ساعت موسیقی کلاسیک بزرگان را گوش می کنم.از دوران نوجوانی سمفونی را از همه فرم ها بیشتر دوست داشتم و علاقمند بودم که روزی بتوانم این کار را انجام دهم. همه آثاری که می سازم نیز بر اساس عشق و علاقه شخصی ام است. این کار آخر را نیز بدون اینکه عنوان و سفارشی داشته باشم به صورت آزاد ساختم. من آدم خوشبختی بودم چون همه کارهایم تا کنون اجرا و به نوعی منتشر شده ولی حیف و صد حیف که این فقط مصرف داخلی می شود البته کار آهنگسازان ایرانی از مرزها می گذرد و بیرون می رود ولی ای کاش برای ما هم ارگانها و مقام ها و جاهایی که قدرت دارند می توانستند کاری کنند که آثارمان توسط موسسات بین المللی مثل ناکسوس به صورت جهانی منتشر می شد اما خوشبختانه عصر بدون مرز هست و بواسطه اینترنت و … این آثار به دست علاقمندان می رسد.

*در حال حاضر ارکستر سمفونیک تهران بعد از فراز و فرودهای زیاد در حال کار کردن است و آثاری را نیز در همین مدت کوتاه اجرا کرده اما شما همیشه این انتقاد را به ارکستر داشتید که به آثار آهنگسازان ایرانی خیلی توجهی ندارد.

من بارها در شرایط گوناگون با مسئولین ارکستر در این باره صحبت کردم که با این رویه متاسفانه علاقمندان ما در داخل کشور نمی توانند آثار آهنگسازان ایرانی را بشنوند هر چند این آثار با بهترین ارکسترهای دنیا ضبط و در قالب آلبوم در اختیار مخاطبان قرار می گیرد اما این مسئله ارتباطی به کنسرت ندارد.

در کنسرتهایی که توسط ارکستر سمفونیک تهران برگزار شده متاسفانه جای خالی آثار آهنگسازان ایرانی دیده شده و این که علاقمندان داخلی نمی توانند به صورت زنده آثار آهنگسازان خودشان را به صورت زنده ببینند نقص است.

متاسفانه بعد از گذشت این همه سال و با مطرح کردن تمامی این موارد باز هم ارکستر سمفونیک تهران هیچ عشق و علاقه خاصی به آثار آهنگسازان ایرانی نشان نمی دهد.

*هیچ وقت از شما خواسته نشده که آثارتان با ارکستر سمفونیک تهران اجرا شود؟

خیر و تا به حال پیش من نیامدند که بگویند یکی از این کارهای شما را اجرا می کنیم راستش را بخواهید منم خیلی علاقه ندارم به صورت غیر حرفه ای کارم اجرا شود دلیل این است که وقتی کار برای اولین بار اجرا می شود اگر از اجرای درجه یک برخوردار نباشد شنونده فکر می کند کار را ما بد نوشتیم در صورتی که اگر اثری از آهنگسازان بزرگ را بد اجرا کنند بلافاصله می گویند ارکستر بد اجرا کرده و هیچ گاه گفته نمی شود که موتزارت، برامس، چایکوفسکی … بد نوشتند. به نظر من هیچ وقت هم ارکستر سمفونیک تهران وقت کافی نداشته که کاری برای اولین بار حداقل از من اجرا کند البته آن دورانی که آقای فریدون ناصری رهبر ارکستر سمفونیک تهران بودند ایشان عشق و علاقه نشان می دادند و من به خصوص برای اکستر سمفونیک تهران آثاری آن زمان نوشتم و اجرا کردند .

*منظور شما این است که سطح ارکستر سمفونیک در حدی نیست که بتوانند با تمرین های مکرر آثار خوب را اجرا کنند؟

اگر یک رهبر پدارگر مثل علی رهبری وجود داشته باشد و تمرین لازم را بکند چرا حتما می تواند در این صورت.

فکر نمی کنم و نمی توانم صدرصد بگویم الان نمی تواند چون ندیدم و نمی خواهم حرف منفی بزنم به هر حال علی رهبری یک پداگگ و معلم ارکستر سمفونیک هم بود و فقط رهبری را نداشت.

الان فکر نمی کنم و مطمئن نیستم به هر حال پیش من نیامدند و ابراز علاقمه هم نکردند. منم خیلی متاسف نیستم.

*هیچ وقت از شما نخواستند که رهبری ارکستر را برعهده بگیرید؟

چرا بارها در قدیم این اتقاق افتاده ولی من هیچ گاه کار غیرحرفه ای و نیم حرفه ای نمی کنم و من آهنگساز هستم و رهبر ارکستر نیستم البته کار خودم را بارها در خارج از ایران رهبری کردم ولی در تهران و ایران ترجیح می دهم به کار خودم که آهنگسازی است بپردازم و رهبری ارکستر را یک رهبر حرفه ای انجام دهد.

 

شاهین فرهت

*شما سالها مدیرگروه موسیقی دانشگاه بودید و از سال ۵۵ هم در این دانشگاه تدریس می کردید با توجه به حضور فعال شما در دانشگاه، وضعیت آموزش موسیقی در دانشگاهها را به چه صورت می بینید؟ دلیل اینکه خروجی دانشگاههای موسیقی طی سالهای گذشته رکود داشته را در چه عاملی می بینید.

من فکر می کنم از یگانه جاهایی که به صورت حرفه ای و خوب کارش را انجام می دهد دانشگاههایی هستند که رشته موسیقی دارند به خصوص دانشگاه تهران که شاگردان خوبی تربیت می کند هم اکنون نیز در رشته های مختلف همچون نوازندگی، آهنگسازی و موزیکولوژی تا سطح فوق لیسانس دانشجو می پذیرند.

به نظر من بازار کار برای این جوانانی که فارغ التحصیل می شوند خیلی کم است و بنابراین نمی توانند خودشان را نشان دهند و ناچار می شوند تدریس خصوصی کنند یا در آموزشگاهها مشغول شوند در واقع همه کسانی که از دانشگاه بیرون می روند راه موسیقی را ادامه نمی دهند و یکی از دلایلی که فکر کنید خروجی خوبی ندارد و مثل قدیم نیست همین بازار کار کم است.

رشته موسیقی دانشگاه تهران از سال ۴۵ دایر شده و تا به امروز نیز فعال است و فکر می کنم یک تجربه و دانش خوبی برای آموزش دارد و خوب پیش می رود و چنانچه اگر موفق نبود مطمئن باشید تا به الان تعطیل شده بود.

*شما در دانشگاه سوئد هم تدریس می کردید؟

بله ولی باز نشسته شدم و دیگر درس نمی دهم.

*با توجه به اینکه سالها در آکادمی ملی سوئد نیز تدریس می کردید، تفاوت استانداردهای آموزشی در دانشگاههای ایران و خارج از کشور به چه میزان است؟

به صورت کلی الفبای موسیقی کلاسیک در همه جای دنیا کم و بیش یکی است درواقع هارمونی کمپوزیسیون و آنالیز، کنترپوان و … در همه جا یکی است فرقی هم بین دانشگاهها برای تدریس آنها وجود ندارد البته ناگفته نماند که ما استاد کم داریم که البته در سوئد نیز همین مشکل وجود داشته اما به طور کلی الفبا، ذات و بافت اصلی دروس یکی است.